ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

752

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

با او امتناع كرده بودند . مغولان همدان را به جنگ گرفتند و قتل عام كردند و تاراج نمودند و خراب كردند . سپس به آذربايجان بازگشتند . اردبيل را تصرف كردند و قتل عام و تاراج و ويران نمودند . آنگاه به تبريز رفتند . ازبك بن پهلوان به نخجوان رفته بود . مغولان با مردم تبريز مصالحه كرده آنان را امان دادند . آنگاه به بيلقان رفتند و بيلقان را به جنگ گرفتند و كشتار و مثله كردن را از حد گذرانيدند و همهء اعمال آن را قتل و غارت كردند . سپس گنجه ، قاعدهء اران را مورد تاخت و تاز قرار دادند . مردم گنجه با آنان مصالحه كردند . مغولان به گرج لشكر بردند . گرجيان را منهزم ساختند و آنان را در پايتختشان تفليس محاصره نمودند ولى دره‌ها و گردنه‌هايى كه بر سر راهشان بود آنان را از پيشروى بازداشت . آنگاه آهنگ در بند شروان نمودند و شهر شماخى [ 1 ] را محاصره كردند و به جنگ بستدند و در آنجا قتل و تاراج كردند . چون گذشتن از دربند ميسر نشد خواستند با شروان مصالحه كنند . فرمانرواى شروان جمعى از مردان خود را نزد آنان به رسالت فرستاد . مغولان بعضى رسولان را كشتند و بعضى را اسير كردند . و از دربند به سرزمين‌هاى پهناور رسيدند در آنجا از قفچاق و آلان [ 2 ] و لكز [ 3 ] و طوايف تركان مسلمان و كفار غير مسلمان طوايف بىشمار بودند كه به سبب كثرتشان مغولان را ياراى غلبه بر آنها نبود . از اين رو كوشيدند تا ميان آن اقوام دشمنى افگنند و بدين شيوه بر بلاد ايشان مستولى شدند . سپس دست به قتل و تاراج ايشان گشودند و بسيارى را كشتند يا اسير كردند . جمع كثيرى نيز به بلاد روس گريختند و باقى به كوهها يا نيزارها و جنگلها پناه بردند . مغولان به شهر بزرگشان سراى [ 4 ] در كنار درياى بنطش كه پيوسته به خليج قسطنطينيه است رسيدند . اين شهر مركز بازرگانى و منبع حيات ايشان بود . مغولان شهر را گرفتند و مردم به كوهستانها گريختند برخى نيز به كشتى نشسته به بلاد روم ، يعنى بلاد زير فرمان قلج ارسلان فرار كردند . مغولان در سال 620 از بلاد قفچاق به بلاد مجاورشان يعنى بلاد روس لشكر راندند . بلاد روس بلادى گسترده است . مردمش كيش مسيحى دارند . روسها براى دفاع از مرزهاى كشورشان در حركت آمدند . جماعاتى از قفچاقها نيز با آنان بودند ، ولى شكست خوردند و مغولان بسيارى را كشتند و اسير كردند و آن بلاد را تاراج نمودند . روسها به كشتى نشسته به بلاد اسلام گريختند و مغولان همچنان سرگرم قتل و غارت بودند . مغولان در پايان آن سال بازگشتند و به بلغار رفتند . بلغاريان لشكر گرد كرده به دفاع آمدند و جمع كثيرى را به كمين نشانده بودند . بناگاه از مقابل مغولان بگريختند ، مغولان از پى ايشان بتاختند . چون به كمينگاهها رسيدند مردان از كمين برجستند و از پشت سر حمله كردند . جز اندكى از ايشان كس نجات

--> [ ( 1 ) ] متن : سماجى . [ ( 2 ) ] متن : ايلاز . [ ( 3 ) ] متن : غز . [ ( 4 ) ] متن : سرداق .